مرتضى راوندى

11

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ششم ميلادى ) از خط پهلوى استخراج و تكميل گرديده است . « 1 » 4 - زبان‌هاى ايرانى ميانه : اين زبانها ، فاصل ، بين زبان‌هاى كنونى ايرانند . دشوار مىتوان گفت كه زبانهاى ميانه از چه تاريخى آغاز شده‌اند ، ولى از كتيبه شاهنشاهان متأخر هخامنشى ، مىتوان دريافت ، كه زبان پارسى باستان ، از همان ايام رو به سادگى مىرفته ؛ به همين مناسبت ، اين جريان را مقدمهء ظهور پارسى ميانه ( پهلوى ) در اواخر دورهء هخامنشى مىدانند . 5 - پارتى ( پهلوى اشكانى ) : زبان قوم پارت ، از اقوام شمال شرقى ايران است و زبانى است كه در عهد اشكانيان رواج داشته . از اين زبان دو دسته آثار موجود است ؛ نخست ، آثارى كه به خط پارتى - كه مقتبس از خط آرامى است - نوشته شده . ديگر ، آثار مانوى است ، كه به خط مانوى - مقتبس از خط سريانى ، ضبط گرديده است . . . از مهمترين اين آثار ، روايت پارتى كتيبهء شاپور اول بر ديوار كعبهء زردشت ( نقش رستم ) و كتيبهء نرسى در ( پايكولى ) و كتيبهء شاپور اول در حاجىآباد فارس است . اسناد سفالى كه در اكتشافات اخير « نسا » شهر قديمى پارتى به‌دست آمده ، به خط آرامى است و اكنون مسلم است كه زبان اين اسناد پارتى است ، نه آرامى . 6 - مانوى : آثار مانوى پارتى ، از جملهء آثارى است كه در اكتشافات اخير آسياى مركزى ( تورفان ) به‌دست آمده . اين آثار همه به خطى كه معمول مانويان بوده و مقتبس از خط سريانى است ، نوشته شده است . . . اين آثار را مىتوان به دو قسمت تقسيم كرد ، يكى ، آنهايى كه در قرن‌هاى سوم و چهارم ميلادى نوشته شده و زبان پارتى اصيل است . ديگر ، آثارى كه از قرن ششم به بعد نوشته شده و محتملا پس از متروك‌شدن زبان پارتى براى رعايت سنّت مذهبى بوجود آمده است . . . متون پارسى و پارتى ، كه به خطى كه مانويان از سريانى اقتباس كرده‌اند ، نوشته شده ، چون اسنادى است كه پايه‌هاى محكمى براى مطالعهء دوران وسطاى تاريخ زبان باختر ايران محسوب مىشود . . . » 7 - پارسى ميانه : از اين زبان ، كه صورت ميانهء پارسى باستان و پارسى كنونى است و زبان رسمى ايران در دورهء ساسانى بوده ، آثار مختلفى به‌جا مانده است ، كه آنها را مىتوان به چند دسته تقسيم كرد : 1 - كتيبه‌هاى دورهء ساسانى ، كه به خطى مقتبس از خط آرامى ، ولى جدا از خط پارتى نوشته شده ؛ مهمترين كتيبهء زبان پهلوى ، كتيبهء شاپور اول در كعبهء زردشت ( نقش

--> ( 1 ) محمد معين : مزديسنا و ادب پارسى 1338 ، ص 172 به بعد .